X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بازدیدکنندگان : 220995

بایگانی

دسته بندی

27 خرداد 1387
دستی که معجزه درخت را بلد نشد

به بهانه سفر به حاجی آباد

اگر چه مردم شمال هرمزگان سالهاست به سمت سواحل استان خصوصا شهر بندرعباس مهاجرت کرده اند اما فرهنگ آن منطقه همچنان ناشناخته ماند است . خب قسمتی از این آشنا سازی به عهده فعالان فرهنگی بوده و با وجود این که آن منطقه هنرمندان ؛ پژوهشگران و روزنامه نگاران شناخته شده ای در جامعه فرهنگی استان دارد ولی تا کنون برای معرفی فرهنگ و تاریخ مناطق شمالی استان اقدامی نکرده اند یا هم تلاششان نا موفق بوده.

مطلب زیر نوشته یکی از هنرمندان آن سمت و سو با تخلص (( ضجه )) است خود او می گفت این اسم خیلی رو و شعاری است ولی آن را دوست دارد زیرا هر وقت کارهای خود را برای زنده یاد ابراهیم منصفی می خواند سؤال و در واقع نقد رامی این بود که چرا اینقدر ضجه می کنی ؟ و اینگونه این نام برای او عزیز است. (ضجه) می گوید این متن را تحت تاثیر تلاش ناموفق یک رزمنده قدیمی برای سبز کردن زمینهای گهکم نوشته است.

 

ضرغام کوچه ای بود که همه خانه ها به او ربط داشت

پاهای سرکشی که آرام نمی گرفت

با رد پایی که از سر کفشها بیرون پرید

تنها کسی که توی جنگهای صلیبی نمرده بود

ضرغام بود که به اندازه حجم یک بیل دست داشت

می گفت خواب دیده است با یک کبوتر گرسنه

می شود روی شکم مزرعه پا گذاشت

از رگهای تزریقی زمین چه سخت آب گرفت

تا مشتی گندم زیر چشم بیابان کبود کند

اما گهگمی که هیچ وقت صبح نداشت

یک شب به احترام شته خواب رفته بود

ضرغام پیامبری که شکست خورد

دستی که معجزه درخت را بلد نشد

می گفت:گفتم که آشنا سرش نمی شود

این خاک همیشه غریبه پرست بوده است

شانی اگر همیشه سر کوچه ها چرت می زند

گوچا اگر همیشه پیراهنش خاکی است

دستان طارمی اگر پینه بسته بود

تنها دلیلش این است که برای خودی کار نمی کند

تنها دلیلش این است که

                             خدا حاجی آبادی است



 آخرین یادداشت ها

تماس با من