X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 221011

بایگانی

دسته بندی

4 آبان 1390
تئوری آشوب

نظریه آشوب

Chaos Theory

درچند دهه اخیر ؛ شاهد انقلاب عظیمی درعلوم طبیعی بوده ایم . این انقلاب درشیوه درک وتبیین پدیده ها ؛ به وسیله اندیشمندانی صورت گرفته است که درسالیان گذشته ؛ تبیین های خودرا درقالب های منظم ومشخص ارائه می دادند.جهان رامجموعه  ای ازسیستم هایی تصور می کردندکه مطابق باقوانین جبری طبیعت به طریقی مشخص وقابل پیش بینی درحرکت است .ازاین رو ؛ معتقد بودندمعلولها به صورت خطی ؛ برآیند علل خاصی هستند .اکنون آنها برنقش خلاقانه بی نظمی وآشوب تآکید کرده وجهان رامجموعه ای از سیستمهائی می دانند که به شیوه هایی خود سازمان ده عمل می نمایند وپیامدهای این شیوه زندگی وجود حالات  غیر قابل پیش بینی وتصادفی است .اما در این شرایط ؛ قوانین جبری طبیعی کماکان حاکمیت دارند وپی برده شده که سیستم ها به شیوه ای دورانی عمل می کنند که درآن بی نظمی منجر به نظم ونظم منجر به بی نظمی می شود .امروزه دیگر  تصور ساده ازنحوه فعالیت جهان جای خود رابه تصوری پیچیده وپارا دوکس گونه داده است .

این علم جدید ؛ تئوری پیچیدگی نامیده می شود وجنبه ای ازاین علم که توجه همگان را به خود جلب کرده است  ؛ تئوری آشوب یا نظم دربی نظمی نامیده می شود.

نظریه " نظم غایی " یا " نظم دربی نظمی " به ما ابزار حل مسائل پیچیده را درمحیط پرآشوب وآکنده ازتغییر دتحول امروز وفردا می دهد.

نظریه نظم غائی پس ازدو نظریه نسبیت و کوانتوم ؛ سومین انقلاب علمی عصر حاضر است .نظریه نسبیت ؛ نظریه نیوتونی زمان و فضای مطلق را درهم ریخت و نظریه  کوانتوم ؛ رویای سنجشهای دقیق ؛ قابل کنترل ومتقن را برهم زد ونظریه نظم غائی پیش بینی های یقینی را که از اندیشه های لاپلاس نشآت می گرفت زیر سئوال برد.

تئوری آشفتگی یا آشوب برای اولین بار ازسال 1965 توسط دانشمندی بنام ادوارد لورنزEdvard Lorenz ) ) درهواشناسی به کاربرده شده وآنرا به یک علم تبدیل نموده وسپس درحیطه تمام علوم ومباحث تجربی ؛ ریاضی ؛ رفتاری ؛ مدیریتی واجتماعی واردشده واساس تغییرات بنیادی درعلوم بویژه هواشناسی ؛ نجوم ؛ مکانیک ؛ فیزیک ؛  ریاضی ؛ زیست شناسی ؛ اقتصاد ومدیریت را فراهم آورده است .

 

بی نظمی یا آشوب چیست ؟

 

Chaos  در لغت به معنی درهم ریختگی ؛ آشفتگی وبی نظمی است ومترا دف آن در مکانیک Turbulanceیا تلاطم می باشد این واژه به معنی فقدان هرگونه ساختار یا نظم است ومعمولا درمحاورات روزمره آشوب وآشفتگی نشانه بی نظمی وسازمان نیافتگی به نظر آورده می شود وجنبه منفی دربردارد. اما در واقع با پیدایش نگرش جدید وروشن شدن ابعاد علمی ونظری آن امروزه دیگر بی نظمی وآشوب به مفهوم سازمان نیافتگی ؛ ناکارائی ؛ ودرهم ریختگی تلقی نمی شود بلکه بی نظمی وجود جنبه های غیرقابل پیش بینی واتفاقی درپدیده های پویاست که ویژگی خاص خود را داراست .بی نظمی نوعی نظم غائی دربی نظمی است .

هیلز در 1990 آشوب یا بی نظمی را اینگونه تعریف می کند: " بی نظمی وآشوب نوعی بی نظمی منظم ( orderly Disorder) یانظم در بی نظمی است .بی نظم از آن رو که نتایج آن غیر قابل پیش بینی است ومنظم بدان جهت که از نوعی قطعیت برخوردارست ."

بی نظمی درمفهوم علمی یک مفهوم ریاضی محسوب می شود که شاید نتوان خیلی دقیق آنرا تعریف کرد اما می توان آنرا نوعی اتفاقی بودن همراه باقطعیت دانست . قطعیت آن بخاطر آن است که بی نظمی دلایل درونی دارد وبه علت اختلالات خارجی رخ نمی دهد واتفاقی  بودن بدلیل آنکه رفتار بی نظمی ؛ بی قاعده وغیرقابل پیش بینی دقیق است .

همچنین آدامس ( H . Adams ) آشفتگی را اینگونه تعریف می کند : از آشفتگی زندگی زائیده می شود درحالیکه ازنظم عادت به وجود می آید.

 

ویژگی تئوری آشوب

 

نظریه آشوب دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که بازتاب بسیار مهمی نیز درمدیریت ایجادکرده است به طوریکه این ویژگیها ضررهای جدی برپیکره  پارادایم سنتی مدیریت وارد آورده ومی روند تا اساس پارادایم تازه ای را درمدیریت وسایر علوم مرتبط شکل دهند.این ویژگیها عبارتند از :

1 - اثر پروانه ای ( Butterfly Effect ) :

لورنس درتحقیقات خود به شگفتی  به این نتیجه رسید که یک تغییر جزئی درشرایط اولیه معادلات پیش بینی کننده جوی ؛ منجر به تغییرات بسیار شدیددرنتایج حاصل ازآنها می گردد.بعبارت دیگر اثر پرونه ای این تئوری به گونه ای است که یک تغییر جزئی در ابتدا منجر به یک تغییر بسیار بزرگ درپایان کار خواهدشد بدین مفهوم که مثلا ؛ اگر  پروانه ای در " پکن " پر بزند ممکن است بر اثر این پرزدن ابری حرکت کرده ودر " نیویورک " طوفانی ایجاد شود.

درگذشته سیستمهائی که اثر پروانه ای ازخود نشان می دادند به عنوان سیستمهای بررسی ناپذیر ازحیطه مطالعات علمی کنار نهاده می شد وبه این جهت روش تحلیلی خاصی برای مطالعه آنها به وجود نیامده بود اما امروزه این سیستمها محل توجه دانشمندان است وکوشش می شود تا مسائلی که قبلا تصادفی ؛ ناموزون وبی نظم تلقی می شدند با تئوری آشوب مطالعه وراه حل یابی شوند.

2 سازگاری پویا ( Dynamic Adaptation ) :

 سیستمهای بی نظم در ارتباط با محیطشان مانند موجودات زنده عمل می کنند ونوعی تطابق و سازگاری پویا بین خود ومحیط پیرامونشان ایجاد می کنند.

3 - جاذبه های غریب ( Strange Attractors ) :

جاذبه ها انواع مختلف دارند مانند جاذبه نقطه ثابت ؛ جاذبه دور محدود ؛ جاذبه گوی مانند وجاذبه غریب یا بی نظم .جاذبه های غریب برخلاف جاذبه هابی قبلی که نوعی نظم وقابلیت پیش بینی داشتند ؛ بی نظم هستند وبه همین خاطر برخی آنها را جاذبه های بی نظم نیز نامیده اند . البته باید توجه اشت که صفت غریب اشاره به الگوی هندسی جاذبه ها دارد درحالیکه بی نظمی دینامیک جاذبه ها رامد نظر دارد واین دو باهم متفاوتند واز سوئی دیگر باید توجه داشت که جاذبه های بی نظم غریب هستند اما همه جاذبه های غریب بی نظم نیستند .از این رو اصطلاح جاذبه های غریب برای این ویژگی صحیح تر می باشد.

جاذبه های غریب بدون الگو نیستند واز الگوی خاصی پیروی می کنند وارزش آنها هم درهمین الگو داشتن است این جاذبه ها دارای ویژگیهای هندسی پیچیده ای هستند ودارای ابعاد غیر صحیح می باشند ومسیر آنها به هم پیچیده ؛ چند جهته وگسترده است . در جاذبه های غریب هیچ مسیری تکرار نمی شود وهر مسیر برای خود مسیری جدید است .

جاذبه های غریب از تصاویر هندسی برگرفته که قوم " اینکا " درصحرای پرو حک کرده اند که اگر از نزدیک به آنها نگاه کنیم نه نظمی را نشان می دهند ونه تصویر معنی داررا به ذهن متبادر می سازند.اما اگر ازآسمان واز راه دور به آن بنگریم تصاویر درختان ؛حیوانات وپرندگان را می بینیم . جاذبه های غریب درهمه جا وجود دارند . همه آنچه را که ما درنظر اول بی نظم وآشوبناک می بینیم در دراز مدت وبا تکرار؛ الگوی منظمی ازخود نشان می دهند .

4 خود مانائی ( Self – similarity )  :

در تئوری آشوب ؛ نوعی شباهت بین اجزاء وکل قابل تشخیص است . بدین ترتیب که هر جزئی از الگو همانند ومشابه کل می باشند . خاصیت خودمانائی در رفتار اعضای سازمان نیز می تواند نوعی وحدت ایجاد کند ؛ همه افراد به یکسو ویک جهت وهدف واحدی نظر دارند.

 

تصمیم گیری در شرایط آشوب

 

در متون مدیریت ، مدلهای مختلفی برای تصمیم گیری طراحی شده است که تصمیم گیری در شرایط مشخص ومعین ومحیط های باثبات را مد نظر داشته اند . در نظریه آشوب ، بی نظمی برهمه عرصه های علمی سایه افکنده است که مدلهای  تصمیم گیری این نظریه نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

در نگرش سنتی مدیریت ، تصمیم گیری فرآیندی است قابل پیش بینی وعدم موفقیت در تصمیم گیری یا ناشی ازفقدان اطلاعات ویا ناشی از  محدودیت فنون پیش بینی وتلاش است . درصورتی که نظریه آشفتگی وآشوب ، تصمیم گیری را غیر قابل پیش بینی وتلاش برای پیش بینی آینده را کار بیهوده فرض می کند .یا حداقل پیش بینی قطعی ویقینی آن دشوار وسخت است .

از نظر تئوری آشوب ، اطلاعات صحیح وکامل دست یافتنی نیستند ورویدادها کراراّ ناپیوسته اندوبا آنچه درگذشته اتفاق افتاده رابطه ای ندارند.

یکی از مدلهایی که درپاسخ به شرایط کنونی مطرح شده مدلی است که آنرا اصطلاحاّ  " ظرف زباله Garbage can" نام نهاده اند که شاید اشاره ای به بی نظمی و درهم وبرهم بودن شرایط تصمیم گیری باشد . برخی ازعلما این مدل را برای سازمانهای امروزی مناسب دیده اند که بی نظمی های سازمان یافته اند.

این مدل را ابتدا سه نفر به نامهای  کوهن ، مارچ  و  السن  طراحی کرده اند.آنان با استفاده از این مدل می خواستند تصمیم گیری در شرایط بسیار مبهم وبی نظم راتوصیف کنند . این مدل در واقع پیش فرضهای مدلهای عقلائی وسیاسی را زیر سئوال برده و عدم حساسیت آنها به شرایط مبهم وبی نظم را دلیل بی اعتباری آنها دانسته اند.

سازمان به مثابه حوزه تصمیم گیری دارای محیط بیرونی ونظامهای بزرگتری است  که آن را احاطه کرده اند و  سرشار از ابهام وعدم وضوح هستند . این ابهامات معمولاّ به سه صورت بروز می کنند .

اولین ابهام ؛

 درتعیین صریح وروشن اولویتهاست .اولویتهای تصمیم گیرندگان غالباّروشن ومشخص نیستند ودارای ابهامهای فراوان هستند.

دومین ابهام ؛

 در روابط علت ومعلولی است .تصمیم گیرندگان ومدیران آگاهی وشناخت خود را در این زمینه از طریق آزمون وخطا به دست‌می آورند وهیچگاه با اطمینان نمی توانندعلت اصلی را مشخص کنند.

سومین ابهام ؛

 ناشی از شرایط وتوانائی ونحوه مشارکت اعضای دخیل درفرآیند تصمیم گیری است . پیش بینی  این امر  که چه کسانی واقعاّ در تصمیم گیری مشارکت دارند ، بسیار دشوار است. مدل آشفته تصمیم گیری می تواند پاسخ مناسبی به این معضل وشرایط مرتبط با آن باشد. مدل تصمیم گیری آشفته از تلاقی اتفاقی چهار جریان حاصل می شود. این جریانها عبارتنداز :

1 -  فرصت های انتخاب وموقعیتهائی که تصمیمی را ایجاد می کند .

2 - پاسخها یئ که به حل مسائل ومشکلات نظردارند.

3 - اعضا وافراد تصمیم گیرنده که با برنامه های زمانی متراکم وآگاهی محدود خود نسبت به مسائل اظهار نظر وتصمیم گیری می کنند.

4 -  مسائل ومشکلات وعلائق وگرایش های افراد درون وبیرون سازمان که به نحوی با تصمیم نتایج حاصل از آن مرتبط می باشند.

بنابراین تصمیم گیری فرآیندی آشفته وبی نظم  می شود که در آن با انتخابهایی مواجه هستیم که هدفشان حل مشکلات ایجاد شده است ، صاحبان مشکل هم در این میان در پی راه حلهایی آرامش بخش وتسکین دهنده هستند وسرانجام تصمیم گیرندگانی که نه دقیق وعقلائی بلکه با موقعیت خاصی که در آن قرار گرفته اند، می خواهند در محدوده های زمانی کوتاه تصمیماتی اتخاذ کنند.

 

 

ت‍إثیرات عمده نظریه آشوب بر تصمیم گیری :

1 -  در دنیای متلاطم وآشوب زده امروزی باید به جای تمرکز برتصمیم گیری بلند مدت ، تصمیم گیری کوتاه مدت وانعطاف پذیر را مد نظر داد.

2 -  برنامه ریزی اقتضائی وانعطاف پذیر به عنوان بخشی از فرآیند تصمیم گیری هر سازمان اهمیت زیادی به خود بگیرد.

3 -  باید به رویکردهای ابتکاری نسبت به تصمیم گیری عقلائی ارزش واهمیت بیشتری داده شود.

4 -  ایجاد ساختار ها ونظامهای موقتی از اهمیت بیشتری برخوردارشوند.

5 -  اصلاح فرهنگ های  سازمانها برای جذب ارزشها ومعیارهای جدید ومتناسب با جهان پر آشوب باید مد نظر قرار گیرد.

6 -  باید درون آشوب وبی نظمی دنبال نظم بود .

 

بازتاب جلوه های نظریه  آشوب در مدیریت

همانطور که اشاره شد نظریه آشوب یا تئوری پیچیدگی دارای ویژگیهای مربوط به خود می باشد که تاکنون در سایر نظریات مطرح نبوده است . درباره هریک از این ویژگیها دربحث پیشین  توضیح کافی داده شد اینک تآثیر هریک از این ویژگیها درمدیریت به اختصار توضیح داده می شود.

 

1 -  خاصیت پروانه ای وتاثیر آن درمدیریت :

براساس این ویژگی یک تغییر کوچک درشرایط اولیه کار می تواند تغییرات بنیادی واساسی درنتیجه کار ایجادکند.اثر پروانه ای ، توجیهی عقلائی وکامل از رفتارها وتصمیمهای مدیران کار آفرین وخلاق وموفق به دست می دهد که با یک حرکت مناسب وکم انرژی توانسته اند موجبات تحول ودگرگونی های عظیم وتوفیق های شگرفی را برای سازمان فراهم آورند. یک اندیشه خلاق همچون بال زدن یک پروانه می تواند درمسیر ی آنچنان کارساز وانرژی آفرین باشد که طوفان وتحول برپاکند واز یک اندک بسیار بسازد .در مورد اثر پروانه ای می توان  به مثال مشارکت مردم در فعالیت ها اشاره کرد . سازمانی که قادر باشد از یک نقطه کلیدی یعنی تمایل ومشارکت مردم استفاده کند وآنان را به مشارکت در فعالیتهای خود فراخواند ، قادر خواهد شد تا حرکات عظیمی را با این اهرم تحقق بخشد. در شعری عامیانه می خوانیم که چطور یک میخ ساده حکومتی را از پای درآورد وسرنگون کرد :

به خاطر نبودن میخ ، نعل ازمیان رفت

وبه خاطر نبودن نعل ، اسب از پای درآمد

وبه خاطر مرگ اسب ، سوار ازمیان رفت

وبه خاطر ازمیان رفتن سوار ، جنگ مغلوبه شد

ودر این جنگ مغلوبه ،  حکومت از میان رفت .

در مدیریت نیز همچون زندگی، این امر محرز است که یک سلسله از اتفاق ها می تواند نقطه ای از بحران را به بار آورد که تغییراتی کوچک را بزرگ نماید.در نظریه آشوب یا بی نظمی اعتقاد بر این است که در تمامی پدیده ها نقاطی وجود دارند که تغییری اندک در آن موجب تغییراتی عظیم خواهد شد.

با این توصیف تعاریف کار آیی، بهره وری و اثر بخشی نیز از دید اثر پروانه ای دگرگون خواهند شد زیرا اگر کارآیی را نسبت ستاده ها به نهاده ها تعریف کنیم نهاده های بسیار جزئی قادرند تا ستاده های بسیار بزرگ یه وجود آورند. در کار آیی، نسبتها دیگر مانند شیوه های سنتی عمل نمی کنند بلکه باید به دنبال روابط جدید و نتایج دلخواه از طریق نهاده های مناسب بود، نهاده هایی اندک که ستاده هایی بزرگ ایجاد می کنند.

بر اساس خاصیت پروانه ای مدیران بهره ور مدیرانی هستند که این نهاده ها را می شناسند و همچون ذره ای که از آن انرژی بسیار حاصل می شود آنرا به موقع و بجا مورد استفاده قرار می دهند. با این خصوصیات دیگر دوران مدیریتهای بودجه طلب که بودجه ای متناسب عملیات طلب می کردند تا بتوانند فعالیت ها را پیش ببرند به سر آمده است، امروزه مدیریتی در عرصه ی رقابت ها موفق اند که رمز  از اندک به بسیار رسیدن را یافته باشند.

2- خاصیت سازگاری پویا و تاثیر آن در مدیریت

سازگاری با محیط های آشوبناک نیاز به سازمان های منعطف و تخصص های انعطاف پذیر دارد و این اصل اساسی در تقدیر سازمان های امروزی است. در سازماندهی سازمان های امروز در محیط آشوبناک و با نگرش تئوری بی نظمی، باید ارتباط اجزاء با هم بگونه ای باشد که اولا هر جزئی بتواند ضمن انجام وظایف خود بطور مستقل با اجزای دیگر ارتباطی هم افزا و پوینده داشته باشد. هر جزء باید از جهت آرمانها و رسالتها دارای یک نگرش مشابه با سایر اجزاء باشد اما از جهت رفتار عملیاتی این اجزا در مجموعه های متشکل به هدف های متفاوتی جامه ی عمل می پوشانند و با یکدیگر متفاوت می شوند.

3- خاصیت خودمانایی و تاثیر آن در مدیریت

در تئوری آشوب نوعی شباهت بین اجزا و کل وجود دارد بدین ترتیب که هر جزئی از الگو همانند و مشابه کل می باشد این ویژگی خاصیت خود مانایی گفته می شود. خاصیت خودمانایی یا همشکل بودن جزء با کل که در برگ درختان و یا یک دانه ی برف دیده می شود در خاصیت هولوگرافیک نیز قابل تشخیص است.هولوگرافیک یکی از شاهکارهای لیزری است که اطلاعات را بصورت اشعه های نوری و صفحه ای بنام هولوگرام بگونه ای ضبط می کند که کل در همه ی اجزاء منعکس می باشد.بدین ترتیب اگر صفحه ی هولوگرام بشکند در هر تکه همه ی خواص کل وجود دارد. همچون آینه ای که در هر قطعه ی آن خاصیت بازتابی آینه موجود است.

از خاصیت خودمانایی یا هولوگرافیک می توان در سازماندهی جدید سازمانها بهره ی بسیار برد، سازمانهایی طراحی نمود که هر واحد آن بطور خودکفا قادر به انجام وظایف سازمانی می باشد.

خاصیت خودمانایی در رفتارهای اعضای سازمان نیز می تواند نوعی وحدت ایجاد کند همه ی افراد به یک سو و یک جهت و هدف واحد نظر دارند. آنچه در مدیریت کلاسیک وحدت جهت نامیده می شد در خاصیت خودمانایی نیز جلوه می کند.

4- خاصیت جاذبه های غریب و تاثیر آن در مدیریت

جاذبه های غریب، یافتن نظم در بی نظمی را به مدیران یاد آور می شود. تغییرات شدید، رفتارهای نا منظم، دگرگونی های غیر قابل پیش بینی،حرکاتهای بحرانی،همه و همه سرانجام به الگویی ختم می شوند که یافتن آن هنر مدیریت است، تا بدان وسیله نوعی پیش بینی پذیری میسر گردد.

جاذبه های غریب به مدیرا ن امکان می دهد تا به الگوهایی دست یابند که بی نظمی ها را نظم می بخشد و آشوبها را در قالبی منظم تبیین می کند. داشتن نگرش سیستمی،افق های بلند را مد نظر داشتن و به محدوده های ویسع اندیشیدن، به مدیران یاری می دهد تا الگوهایی را در پدیده های به ظاهر نا منظم پیدا کنند که خبر از بی نظمی غایی می دهد. مدیریت آینده نیازمند یافتن جاذبه های غریبی است که این نظم غایی را آشکار سازد. بدون آگاهی از این نظم به هیچگونه تبیین و پیش بینی درستی از وقایع پیچیده ی امروز نمی توان دست یافت.

خلاصه آنکه آشوبناک بودن رفتارها و حرکات پدیده های مختلف اعم از فیزیکی در انسان یا سازمان ، همه خبر از نظمی غایی می دهند. آشوبناک بودن، تصادفی بودن نیست بلکه نظمی در درون بی نظمی و قاعده ای در درون بی قاعده گی ها است.

هنر مدیر یافتن این نظم از بطن بی نظمی ها برای تحقق اهداف سازمان است.

 

رهنمودهایی برای مدیریت در شرایط آشوب یا آشفتگی

پنج رهنمود یا توصیه به منزله ی پنج اصل اولیه برای مدیریت در شرایط آشوب بر شمرده می شود:

1-    باز اندیشی در مفاهیم سنتی مدیریت

ساختارهای سلسله مراتبی  در نظامهایی که دائما در معرض تغییرات و بی نظمی هستند چه جایگاهی می تواند داشته باشد؟

در نظامی که پیش آمد ها تصادفی و حوادث از منطق بی نظمی پیروی می کند، طرح ریزی چه مفهومی خواهد داشت؟آیا به این معنی نیست که کسی سعی کند مسیر پیچ در پیچی را با حرکت بر روی یک خط راست طی کند؟

نظریه ی پیچیدگی برای مدیران این پیام را دارد که دیگر نمی توان از طریق اهداف سلسله مراتبی یا از طریق منطق از پیش تعیین شده، مثل اینکه در طراحی پلها یا ساختمانها بکار گرفته می شود،سازمانها را اداره کرد. مدیران باید بیاموزند که رخدادها و تغییرات در جریان زمان ظهور می کنند و بدانند که مدیران خود نیز بخشی از این تغییر هستند. آنها باید به جای طرح ریزی و کنترل به شکل سنتی، به روان سازی فرآیند تغییر بیاندیشند.

2- هنر تغییر

سیستم های پیچیده و آشوب دائما بین جاذبه های مختلف اسیر هستند.این وضعیت تا آنجا ادامه می یابدکه یکی از جاذبه های جدید بتواند بر جاذبه های مسلط غالب شود .پس از آن مجدداّ سیستم به سوی نقاط بحرانی حرکت می کند وباز درگیری شروع می شود ودر این مسیر فرایند تکامل پیموده می شود.

پیتر سنگه معتقد است که درهر سیستمی دو دسته حلقه به نام حلقه های تقویت کننده وحلقه های متعادل کننده مشغولند.حلقه ها ی تقویت کننده در پی تغییر جاذبه مسلط وحلقه های متعادل کننده در پی پایداری وثبات آن هستند. سنگه دراین باره چنین می گوید :

رهبرانی که سعی در ایجاد تغیر درسازمانهای خود دارند ، ناخودآگاه به مقابله با فرآیندهای متعادل کننده می پردازند، آنهامقاومت از طرف سیستم خود را درمقابل تغیرات احساس می کنند اما عملاّ منش‍إ این مقاومت رانمی یابند.هر زمانی که مقاومتی درمقابل تغییر مشاهده شد ، باید توجه کنید که یک یا چند فرآیند متعادل کننده مخفی مشغول فعالیت هستند، این مقاومت نه پایدار و زود گذراست ونه چیزی اسرار آمیز ، بلکه ناشی از ترس تغییر در هنجارهای سنتی سازمان ونحوه انجام امور است .رهبران آگاه به جای افزایش فشار  برای انجام تغیرات درسازمان ودر هم شکستن مقاومت ها درجستجوی یافتن منابع این مقاومت هستند.

3 -  تغیرات کوچک واثرات بزرگ .

نظامهای غیر خطی در شرایط آشوب وبحران ، نسبت به تغیرات کوچک وجزئی بسیار حساس بوده ومی دانند که کوچکترین نوسانات واختلالات در آنها در اثرتقویت درکل نظام تشدید شده ومی تواند منجر به تغیرات بزرگ شود .

این ویژگی که به اثر پروانه ای معروف است برای مدیران حامل این پیام است که :برای انجام تغییرات بزرگ نیاز به دستگاههای عریض وطویل نیست بلکه باید نقاط حساس وتعیین کننده را پیدا کرد وآنگاه با اعمال تغیری کوچک سازمان را به سوی تغییرات بزرگ هدایت نمود.

4 نقش مدیران .

 در سیستمهای یچیده امکان طرح ریزی وپیش بینی دقیق عملیات سیستم وجود ندارد .شکل  ها ووضعیت ها خود ظهور می کنند و نمی توان آنها راتحمیل کرد ،مدیران تنها قادرند که زمینه های بروز " جاذبه مطلوب " را فراهم نمایند یا اینکه پارامترهایی که بر روند تکاملی سیستم موثر هستند را تغییر دهند .

مدیران باید با اصول ومفاهیمی همچون خود سازماندهی ، سازمانهای یادگیرنده ، گروههای خودگردان ، تواناسازی ، سازمانهای هوشمند واستعاره هایی همچون ارگانیسم زنده ، مغز وهولوگرام که با این پارادایم وارد ادبیات مدیریت می شوند آشنا شوند.

5 -  یاد گیری هنر جور سازی ( کلاژ )

استعاره کلاژ به معنی در هم آمیختن ، از جمله استعاره های سازمانی است که اخیراّ وارد متون مدیریت شده است .کلاز هنری است که درآن باکنارهم قراردادن اشیاء ، قطعات ، تصاویر ، طرحها واجزاء راهمگون ومتضاد هویتی نو ، بدیع وبا معنی می سازند.

امروزه مدیران با نظامهای پیچیده که دارای وجوه متعدد ، متفاوت ، درگیر وپویا است روبرو هستند. بنابراین برای طراحی وهدایت سازمان دراقیانوس امواج تغییرات ، تنها از یک ساختار ، یک سبک ویک نگرش ویک راهبرد کاری ساخته نیست . به همین جهت آنها باید دایماّ درحال جورسازی ریخت سازمان به شکل مقتضی ومناسب باشند. شکل سازمان دارای ماهیت تکاملی است ودائماّ از جاذبه ای به جاذبه دیگر تغییر می کند ومدیران در این مسیر با چالش جورسازی اجزای سازمانی روبرو هستند. قطعات سازمانی باید چنان درهم آمیخته شوند که جاذبه مسلط نمایانگر هویت ونظامی موزون ، کارا ، بدیع وزابنده باشد واین یکی از چالشهای امروزی است که مدیران باآن روبرو هستند.

 

تئوری آشوب و آموزش وپرورش

آموزش وپرورش ارتباط تنگاتنگی با آشفتگی دارد . شرایط اولیه وهمچنین تمام شرایطی که بعداّ بوجود می آید از نظر میزان دقت ویکسان بودن ، برای هر دانش آموز یا کلاس درس  شناخته شده نیستند.

آشفتگی در آموزش وپرورش به دو صورت ممکن است مورد توجه قرار گیرد . نخست  اینکه درهر کلاس درس عدم قطعیت وجریانات غیر قابل پیش بینی حاکم است با وجود استفاده از بهترین  وپیشرفته ترین تکنیک های تدریس ومدیریت کلاس ، هر کلاسی درمعرض بی شمارترین  رویدادهای ممکن قرار دارد. دوم اینکه بسیار مشکل است که ارتباط بین آموزش  ویادگیری را بفهمیم .چگونه یک معلم می تواند بفهمد که چه چیزی آموخته شده  است . یا اینکه بهترین مطلب برای یادگیری دانش آموزان در کوتاه مدت وبلند مدت چیست ؟ دانش آموزان درطول زندگیشان ودر دنیای مدرسه هرکدام درمعرض آشفتگی های گوناگونی قرار دارند ، که روی نتیجه وهدف آموزش می تواند تاثیر گذار باشد .معلمان ومربیان همیشه با شرایط عدم اطمینان سر وکار دارند اینکه چگونه وچطور آموزش دهند.

یکی از ویژگیهای نظریه آشوب وآشفتگی ، طبیعی بودن آن است وآن یک عنصر کلیدی است .گرچه آشفتگی ممکن است سبب عدم اطمینان شود اما فرصت هایی رابرای تغییر وامید به آینده خلق می کند .معلمان لازم است که برای آشفتگی آمادگی پیداکنند وغیر قابل پیش ینی بودن وعدم قطعیت را به عنوان یک شرط طبیعی بپذیرند.معلمان نمی توانند روی تمام دنبا تاثیر بگذارند یا آنرا کنترل کنند .اما آنها می توانند روی تکه های کوچک دنیا تاثیراتی بگذارند.

منابع :

1-   الوانی ، سید مهدی ، دانایی فرد،حسن ،(1384)،تئوری نظم در بی نظمی و مدیریت،تهران،انتشارات صفار

2-  حیدری ، غلامحسین و همکاران،(1381)،نگرش نوین به نظریات سازمان و مدیریت در جهان امروز،تهران ،انتشارات فرا شناختی اندیشه

3-   جمعی از اساتید، (1378)، نظریه های مدیریت،تهران ، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی

4-   احمدی ، مسعود ، (1384)، مبانی سازمان و مدیریت؛ تهران؛ انتشارات پژوهشهای فرهنگی

بر گرفته از وبلاگ شخصی علیرضا یزاف

 



 آخرین یادداشت ها

تماس با من